تبلیغات اینترنتیclose
پیچک( عباس معروفی )
پیچک( عباس معروفی )
شعر وادب پارسی

عباس معروفی



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 13 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

هر حرف نام تو را
با عطر گلی می آمیزم

هر خواب گندمزاری را
با نسیم نگاهم

بر تنت می نوازم
هر آوای پرنده ای را

از موهای تو می گذرانم
هر شراب نابی را

با مستی لبهای تو
مزه مزه می کنم

صدای تو
باد را برمی گرداند

گل قشنگم
برمی گردم

پیش از آن که تو را بشناسم برمی گردم
و در ابتدا و انتهای ذهنت ورق می خورم

می خواهی قبل و بعد ذهنت را ببوسم ؟

 

 

عباس معروفی

http://www.forum.98ia.com/t648169-3.html

برچسب ها : ,

موضوع : عباس معرفی ، خواب دوم, | بازديد : 438

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 13 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

در آيه هاي من
چشم هاي زيباي تو

ناپيداست
در آيه هاي من

پيچ و تاب اندامت ناپيداست
در آيه هاي من

صداي مهربانت
با پرنده ها به تابستان کوچ کرده

و برف
اين برف و اين آسمان شگرف

روي خاطره هاي تو را
سفيد مي کنند

 

 

عباس معروفی

http://www.forum.98ia.com/t648169-3.html

برچسب ها : ,

موضوع : عباس معرفی ، خواب دوم, | بازديد : 833

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 13 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

گناه کردم
عاشق شدم

و به این جرم
مرا خواهند آویخت

پروایی نیست، پروانه ی من
بگذار سربه هوا شوم

بگذار ببینم عنکبوت ها
کجای سه کنج آسمان

تار بسته اند
بگذار خدا زیر گلویم

سه تار بزند
خطی دور تار دور
جای طناب دار را ببوس

 

عباس معروفی

http://www.forum.98ia.com/t648169-3.html

برچسب ها : ,

موضوع : عباس معرفی ، خواب دوم, | بازديد : 542

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 13 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

آمده بودم تو را پیدا کنم

سبز آبی کبود!

کار دیگری در این دنیا نداشتم

مگر نه این که سال ها

ستاره رصد میکنند

عمر و جانشان را میگذارند

و ستارهای میشود: ب 612؟

خیال کن ستارهی من نیستی

نفس بکش

سوسو بزن

بخند و باش

من که میدانم ستاره ی منی

 

عباس معروفی

http://www.forum.98ia.com/t648169-3.html

برچسب ها : ,

موضوع : عباس معرفی ، خواب دوم, | بازديد : 741

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 13 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

هیچ وقت تو را ترک نمیکنم

حتی اگر

توی این دنیا نباشم

هر وقت

به دوست داشتن فکر ميکنم

ابديت

و تمامي شب ها

با نام تو

بر سينه ام

سنجاق ميشود.

ميداني ؟

ميداني از وقتي دلبسته ات شده ام

همه جا

بوي پرتقال و بهشت ميدهد ؟

هر چه ميکنم

چهار خط براي تو بنويسم

ميبينم واژه ها

خاک بر سر شدهاند

هرچه ميکنم

چهار قدم بيايم

تا به دست هايت برسم

زانوهايم ميخمد .

نه اينکه فکر کني خسته ام ،

نه اينکه تاب راه رفتن نداشته باشم

نه .

تا آخرش همين است

نگاهت به لرزه ام مي اندازد

 

 

عباس معروفی

http://www.forum.98ia.com/t648169-3.html

برچسب ها : ,

موضوع : عباس معرفی ، خواب دوم, | بازديد : 906

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 13 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

وقتی خدا می خواست تو را بسازد،

 چه حال خوشی داشت،

چه حوصله ای !

اين موها، اين چشم ها ....

خودت می فهمی؟

من همه اين ها را

دوست دارم....

 

عباس معروفی

http://www.forum.98ia.com/t648169-3.html

برچسب ها : ,

موضوع : عباس معرفی ، خواب دوم, | بازديد : 407

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 13 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

قشنگی زندگی

یکیش موهای توست

گل من!

نه این که راه بروی

باد را پریشان کنی
نه!

در آغوشم بخوابی

که موهات را نفس بکشم

آرام

در باغ روحت بچرخم

در بهشت پرتقال و نارنج

و قشنگی بودنت را

به تنت بگویم.

 

عباس معروفی

http://www.forum.98ia.com/t648169-3.html

برچسب ها : ,

موضوع : عباس معرفی ، خواب دوم, | بازديد : 321

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 13 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

از اين تنهايی هزارساله

خسته ام

از بس تنهايی غذا خورده ام

تا لقمه ای نان به دهن میگذارم

باران شروع میشود

و من چتر ندارم

تو را دارم.
...
میدانی؟

میدانی چرا بند نمیآيد

اين باران؟

خدا از خجالت آب شده. .

 

عباس معروفی

http://www.forum.98ia.com/t648169-3.html

برچسب ها : ,

موضوع : عباس معرفی ، خواب دوم, | بازديد : 275

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 13 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

دست هایت مال من؟

با دست های من بنويس

با دست های من غذا بخور

با دست های من موهایت را مرتب کن

فقط دست هایت را

از تنم بر ندار...!

 

عباس معروفی

برچسب ها : ,

موضوع : عباس معرفی ، خواب دوم, | بازديد : 291

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 13 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

موهام خيس خيس است.

بپيچمش به انگشتهای تو؟

نمیدانم.

میخواهم بيايم توی بغلت.

با لباس بيايم؟

نمیدانم.

میخواهم شروع کنم به بوسيدنت.

تا هميشه؟
...
صبح که چشم باز کنم

موهام فرفری شده

اين را میدانم

 

عباس معروفی

http://www.forum.98ia.com/t648169-2.html

برچسب ها : ,

موضوع : عباس معرفی ، خواب دوم, | بازديد : 287

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 13 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

من و خورشيد


آب؟

بگو آب

و من روی تنت باران ببوسم.

برو!

هرجا که میخواهی برو

اما

دورتر از يک نفس نرو.

آتش؟

بگو آتش

و من کف دستهام را

روی پوستت شعله ور کنم.

کلمات را مثل گلبرگ

زير پای تو میريزم

که راه گم نکنی

و بر کاغذم بمانی.

رحم؟

تو بگو رحم کن

من خدا را بين نفسهای تو

به التماس میاندازم.

ياس به نخ میکشم

کلمات را

به گردن تو میآويزم

که بوی من

خوابت را حرام کند.


از نديدنت هی میميرم

به اميد ديدنت

هی نو به نو

زنده میشوم.

تنها يک ميز برای من بخر

همين

و نان،

جوهرم که تمام شد

مرا هم ببر دلم باز شود

در بازار پرندگان،

بعد بيا روی ميز بخواب

ببين چه داستانی مینويسم

از آن ملافهی سفيد

و اندام تو.

 

عباس معروفی

http://www.forum.98ia.com/t648169-2.html

برچسب ها : ,

موضوع : عباس معرفی ، خواب اول, | بازديد : 554

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 13 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

صبح صدایت کردم....

اصلاً به روی خودم نياوردم ....

که نيستی......

 

عباس معروفی

http://www.forum.98ia.com/t648169-2.html

برچسب ها : ,

موضوع : عباس معرفی ، خواب اول, | بازديد : 542

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 13 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

واژه های تماماً مخصوص

بخواب تا نگاهت کنم
و برای هر نفس تو
بوسهای بنشانم به طعم ...
هرچه تو بخواهی


نفسم به تو بند است
بند دلم پاره میشود که نباشی
انگشتهات را پنجره کن
و مرا صدا بزن
از پشت آنهمه چشم

بخواب آقای من!
چقدر خورشيد را انتظار میکشم
تا چشمانت را باز کنی

روی بند دلت راه میروم
بی ترس از افتادن
بی ترس از سقوط

يادم بده
تا من هم بگويم
که چگونه با جست و خيزهای دلم
آسايش را
از روح و روانم گرفتهام

روی دلت پا میگذارم
بی هراس از بودن
راه میروم روی بند
و میرقصم

رخت شسته نيستم با گيرهای سرخ يا سبز
که باد موهام را به بازی گرفته باشد
راه میروم روی بند


بخواب آقای من!
خدا به من رحم میکند
تو اما رحم نکن!


و بودن
چه هراسناک شده
بی تو
عشق من!

 

عباس معروفی

http://www.forum.98ia.com/t648169-2.html

برچسب ها : ,

موضوع : عباس معرفی ، خواب اول, | بازديد : 556

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 13 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

هرگز به اندازه ی داشتن دستهات

خوشبخت نبوده ام

«نه با خودم، نه با او

نه نيستم، نه هستم...»

مستم

تنها عصيان ناجی من بود

پيشواز بزرگواری ات

بلندبالای من!

بگذار اندامت را

پر از نرگس کنم

و از قرص آفتاب درآويزم

**
شاید برای همین

تمام عمرم دنبال کسی گشتم

که خدا مینامید خود را

تو آمدی و خدای من شدی.

 

 

عباس معروفی

http://www.forum.98ia.com/t648169-2.html

برچسب ها : ,

موضوع : عباس معرفی ، خواب اول, | بازديد : 459

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 13 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

اسم تو

تا حالا کسی
انگشتهاش را گذاشته توی جيب تو؟
اگر اين کار را بکنم
هرقدر خيابان شلوغ باشد
گم نمیشوم

خيال کردم
من مردهام
و تو
ديگر نيستی

کسی که بخواهد هستیاش را
با دلش خاموش کند
خودش هم ناگزير میسوزد؟
و اگر من بخواهم بسوزم
آقای تنهايیام!
چکار کنم؟

خيال کردم اسم تو
بر پاکت پستی اگر نباشد
يا خوابی
يا نامه در پستخانه گم شده

تا به حال کسی را
به اندازهی تو
دوست داشتهای
که نخواهی خوابش را بياشوبی با صدای نفس؟


ديگر گمت نمیکنم
عشق من!
هر قدر خيابان شلوغ باشد
دستت را میگيرم
و آرام میگيرم 

 

 عباس معروفی 

http://www.forum.98ia.com/t648169-2.html
   

برچسب ها : ,

موضوع : عباس معرفی ، خواب اول, | بازديد : 584