تبلیغات اینترنتیclose
پیچک( عباس معروفی )
پیچک( عباس معروفی )
شعر وادب پارسی

عباس معروفی



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 14 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

ما بلد نيستيم از خدا

استفاده کنيم

مثلاً گلدانش را آب بدهيم

موهاش را نوازش کنيم

لب‌هاش را ببوسيم

دستش را بگيريم در خيابان

نازش کنيم شب‌ها

تا آرام بگيرد.

برای دو زار

خرجش می‌کنيم

قهر می‌کند

می‌رود …

 

عباس معروفی

http://kafiketab.blogfa.com/category/41

برچسب ها : ,

موضوع : عباس معرفی ، خواب چهارم, | بازديد : 686

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 14 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

تو میدانی از مرگ نمترسم،

فقط، حيف است،

هزار سال بخوابم و خواب تو را نبينم .

 

عباس معروفي

http://kafiketab.blogfa.com/category/41

برچسب ها : ,

موضوع : عباس معرفی ، خواب چهارم, | بازديد : 608

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 14 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

ما نسل بدبختی هستیم ،

دست مان به مقصر اصلی نمی رسد

 از همدیگر انتقام می گیریم !

 

عباس معروفی

http://kafiketab.blogfa.com/category/41

برچسب ها : ,

موضوع : عباس معرفی ، خواب چهارم, | بازديد : 646

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 14 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

خیلی ها فکر می کنند سلامتی بزرگترین نعمت است،

 ولی سخت در اشتباهند.

 وقتی سالم باشی و در تنهایی پرپر بزنی،

آنی مرض می گیری،

بدترین نحوست ها می آید سراغت،

 غم از در و دیوارت می بارد،

کپک می زنی.

کاش مریض باشی ولی تنها نباشی.

 

 

عباس معروفی

http://kafiketab.blogfa.com/category/41

برچسب ها : ,

موضوع : عباس معرفی ، خواب چهارم, | بازديد : 647

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 14 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

هی ،آﺩﻡ ﺩﺭ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯽ ﭘﻮﺳﺪ

 ﻭ ﭘﻮﮎ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺧﻮﺩﺵ ﻫﻢ

ﺣﺎﻟﯽ ﺍﺵ ﻧﯿﺴﺖ.

ﻣﯽ ﺩﺍﻧﯽ؟

ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﻣﺜﻞ ﮐﻒ ﮐﻔﺶ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﺪ

!ﯾﮑﺒﺎﺭﻩ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯽ ﺳﻮﺭﺍﺥ ﺷﺪﻩ.

ﯾﮑﺒﺎﺭﻩ ﻣﯽ ﻓﻬﻤﯽ ﮐﻪ ﯾﮏ ﭼﯿﺰﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﻧﯿﺴﺖ...

 

بيشتر آدمهای دنيا در هر شغلی كه باشند

 از خودشان هرگز نمی پرسند

چرا چنين شغلی دارند.

 چيزهای ديگر هم هست كه آدم دنبال دليلش نمی گردد.

 يكيش مثلاً تنهايی است ...

 

 

عباس معروفی

http://kafiketab.blogfa.com/category/41

برچسب ها : ,

موضوع : عباس معرفی ، خواب چهارم, | بازديد : 569

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 13 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

بهشت

 

دیگر سیبی نمانده
نه برای من
نه برای تو
نه برای حوا و آدم

ببین
دیگر نمی‌توانی چشم‌هام را
از دلتنگی باز کنی

حتا اگر یک سیب
مانده باشد
رانده ‌می‌شوم

سیب یا گندم ؟
همیشه بهانه‌ای هست
شکوفه‌ی بادام
غم چشم‌هات

خندیدن انار
و این‌همه بهانه
که باز خوانده شوم
به آغوش تو

و زمين را کشف کنم
با سرانگشت‌هام
زمين نه
نقطه نقطه‌ی تنت

بانوی زیبای من
دست‌های تو
سیب را
دل‌انگیز می‌کند

 

عباس معروفی

http://negahivayadi.blogfa.com/cat-28.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : عباس معرفی ، خواب چهارم, | بازديد : 652

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 13 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

مي خواهي با انگشتانم
روي تنت نقاشي کنم

بعد توي آينه نشانت دهم
که در بهشت ايستاده اي

با سيبي گاز زده ؟
مي شود اگر دستم خط خورد

از اول شروع کنم ؟
اصلاً مي شود از بهشت برويم
تا ببيني چيزي کم نيست ؟

مي خواهي با چشمهام
تو را نفس بکشم
که دلت بريزد و لبهات بلرزد ؟

مي خواهي کف دستت را بو کنم
ببينم بوي کدام گياه کمياب
در سرم مي پيچد امروز ؟

مي خواهي بنشيني توي بغلم
که برات کتاب بخوانم ؟

مي شود آرام بنشيني و گوش کني ؟
مي شود آنقدر نفسهات نريزد روي گردنم ؟
آه
مي شود ديگر کتاب نخوانيم ؟

مي شود آنقدر بوسم كني
كه يادم برود دلم چي مي خواست ؟

 

عباس معروفي

http://negahivayadi.blogfa.com/cat-28.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : عباس معرفی ، خواب چهارم, | بازديد : 590

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 13 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

خوشبختی
تعریف های گونه گون دارد

به تعداد آدم های دنیا
عمر من یکی

به خوشبختی قد نمی دهد
گل قشنگم !
...
می دانم در انتظار تو
فرو می شکند

و تو خوب می دانی که من
خوشبختی نمی خواهم
تو را می خواهم .

 

عباس معروفی

http://negahivayadi.blogfa.com/cat-28.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : عباس معرفی ، خواب چهارم, | بازديد : 524

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 13 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

نفس

تا به حال کسی
تو را با چشم هاش نفس کشیده ؟

آنقدر نگاهت می کنم
که نفس هام

به شماره بیفتد
بانوی زیبای من !

جوری که از خودت فرار کنی
و جایی جز اغوش من
نداشته باشی .

 

عباس معروفی

http://negahivayadi.blogfa.com/cat-28.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : عباس معرفی ، خواب چهارم, | بازديد : 397

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 13 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

دنبال وجهي مي گردم
که تمثيل تو باشد

زلالي چشم هات
بي پاياني ي آسمان

مهرباني ي دست هات
نوازش گندمزار

و همين چيزهاي بي پايان
نمي دانستم دلتنگيت

قلبم را مچاله مي کند
نمي دانستم وگرنه

از راه ديگري
جلو راهت سبز مي شدم

تمهيدي ، تولد دوباره اي ، فکري
تا دوباره

در شمايلي ديگر
عاشقت شوم

گفته بودم دوستت دارم ؟

 

 

عباس معروفي

http://negahivayadi.blogfa.com/cat-28.aspx
 

برچسب ها : ,

موضوع : عباس معرفی ، خواب چهارم, | بازديد : 431

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 13 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

تنهاتر از خدا
شهرزاد قصه های خویشم

فرهاد فلک شده
تیشه به کوه زندگی ام می زنم

تمام عمر
در انتظار یک بوسه

از تو
نوشته ام
بانوی زیبای من!

تمام عمر تراش می زنم خودم را
و در سرم صدای توست

صدای تیشه نیست
صدای کفش های توست

وهم و اندیشه نیست
صدای پای توست.

بعد
به دنیای خواب می روم

تا به خواب شیرین
ببینمت.

 

 

عباس معروفی

 http://negahivayadi.blogfa.com/cat-28.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : عباس معرفی ، خواب سوم, | بازديد : 829

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 13 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

وقتي هستي
دست هاي من
مهريه ي تن توست.

وقتي نيستي
دلم مي خواهد دست هام را
از زندگي ام کنار بگذارم

وقتي هستي
دست هاي من
به اندامت چه مي آيد

وقتي نيستي
اين دست هاي از تو بي خبر
گياهي مرده است
که خواب آن را برده است
حالا
دست هاي تو کجاست
که از آن سراغ تنم را بگيرم ؟

 

 

عباس معروفی

 http://negahivayadi.blogfa.com/cat-28.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : عباس معرفی ، خواب سوم, | بازديد : 782

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 13 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

اين روزها ديده اي ؟
آدم ها از پايان جهان مي ترسند
عشق من

مي داني ؟
فقط وقتي تو نباشي
دنيا تمام مي شود

 

 **

و بودن
چه هراسناک شده
بی تو
عشق من

ديگر گمت نمی‌کنم
وگرنه راه می‌افتم
شهر به شهر
زنگ خانه‌ها را می‌زنم
و می‌پرسم:
عشق من اينجاست ؟

 

عباس معروفی

http://negahivayadi.blogfa.com/cat-28.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : عباس معرفی ، خواب سوم, | بازديد : 423

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 13 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

وقتي قلبم در دل تو مي تپد
چه جوري از خودم بگويم ؟

وقتي تو را صدا مي کنند
من بر مي گردم

چه جوري اسمم يادم بماند ؟
من که ديگر من نيستم

من سبز آبي کبودم
تو

دست هات را بگذار توي جيبم
راه برو

مي بيني ؟
من توام

آنقدر توام
که از خواب خودم

پر مي کشم به خواب تو
آنجا

باز خودم مي شوم
باز عاشقت مي شوم

بخواب نارنجي من
بيدار نشو

هيس
بگذار هنوز نگاهت کنم

 

 

عباس معروفي

 http://negahivayadi.blogfa.com/cat-28.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : عباس معرفی ، خواب سوم, | بازديد : 655

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 13 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

از نگاهت
از بودنت

از جاي دست هام روي تنت
از دمپايي هات که زير تختم پيدا مي شود

از صدات که لاي نفس هام ناپيدا مي شود
از خوابي که تو را به من رسانده

از بوي تنت که لاي ملافه هام مانده
از خطوط کف دستم

از سايه ات پشت پنجره
از هيجانم پشت در

از تپش هاي نابه هنگام قلب من
از جست و خيزهاي دل تو

از حرفهات
مي فهمم که دوستت دارم

از راه رفتن با تو کنار رود
از گذشتن از چهارراه

از نگاهت کردن
از باهات حرف زدن

از با هم غذا خوردن
از خواب تو را ديدن

از صداي پاهات
از خنده هات

از تو را بوسيدن
از گوشه هاي لب هات

مي فهمم که دوستم داري

 

عباس معروفي

 http://negahivayadi.blogfa.com/cat-28.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : عباس معرفی ، خواب سوم, | بازديد : 667