تبلیغات اینترنتیclose
عباس معرفی ، خواب چهارم
پیچک( عباس معروفی )
شعر وادب پارسی

عباس معروفی



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 14 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

"دوستت دارم" را
در دستانم می‌چرخانم

از اين دست به آن دست.
پس چرا

هروقت می‌خواهم
به دستت بدهم نيستی؟

چرا اينجا نيستی
تا "دوستت دارم" را

از جنس خاک کنم،
از جنس تنم،
و با بوسه بپوشانمش بر تنت ؟

بگذار "دوستت دارم" را
از جنس نگاه کنم

از جنس چشمانم
و تا صبح به نفس‌های تو بدوزم.

 

عباس معروفی

http://kafiketab.blogfa.com/category/41

برچسب ها : ,

موضوع : عباس معرفی ، خواب چهارم, | بازديد : 673

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 14 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

جز معصوم کسی در حوضخانه نبود،

 انعکاس صداش انگار روی آب حوض

 موج می خورد و ماهی ها از ترس سر به زیر آب می بردند.

 یک لحظه به فکرم رسید ماهی ها

 از ترس آدم ها ماهی شده اند

 و به آب پناه برده اند،

 ولی آنجا هم در امان نیستند...

 

عباس معروفی

http://kafiketab.blogfa.com/category/41

برچسب ها : ,

موضوع : عباس معرفی ، خواب چهارم, | بازديد : 693

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 14 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

عزيز دلم، می دانی سیم آخر چیست؟

همه خيال می کنند که سيمِ آخر ساز است.

 حتا يک نوازنده بی سواد روی صحنه زد به سيم

 آخر تارش گفت: اين هم سيم آخر. اما سيم آخر

 يعنی وقتی می رفتند قمار، سکه زرشان را که می باختند،

 جيب شان را می گشتند، آخرين سکه ی سيم را هم

 به قمار می زدند. می زدند به سیم آخر،

به اميد بردن همه هستی،

يا به باد دادن آخرين سکه ی نيستی.

من هم دلم می خواست در این قمار بزنم به سیم آخر،

 اما گلستان به من گفت: «ببین زری که باختی اصل بود؟»


رفتم توی فکر...

 


عباس معروفی

http://kafiketab.blogfa.com/category/41

برچسب ها : ,

موضوع : عباس معرفی ، خواب چهارم, | بازديد : 691

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 14 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

 

عادت کرده ایم هر روز دوش بگیریم، اما یادمان می رود
 که ذهن مان هم به دوش نیاز دارد. گاهی با یک غزل

 

 حافظ می توان دوش ذهنی گرفت و خوابید؛ یک شعر از فروغ،
 تکه ای از بیهقی، صفحه ای از مزامیر، عبارتی از گراهام گرین،
جمله ای از شکسپیر، خطی از نیما، ولی غافلیم.
*
شبانه روز چقدر خبر و گزارش و مطلب آشغال می تپانیم
 توی کله مان؟

 بعد هم با همان کله ی بادکرده به رختخواب می رويم و توقع داریم
 در خواب پدربزرگ مان را ببینیم که یک گلابی پوست کنده
 و با لبخند می گوید بفرما.

 

*
آفتاب یک ور می تابد و ماهی های چشمه ی آن باغ هم
از شادی پشتک می زنند. غافلیم که دیگر خبری از این خوش

 

 خیالی ها نیست، وضع روزگار از جنس اعتماد نیست، هر چیزی
 یکجا بماند کرم می گذارد و آدم هم از این قاعده مستثنا

 

 نیست. نیست. نیست. شوخی نیست. موضوع جدی ست.
گاهي‌ چيزي‌ كوچك‌ مي‌تواند با سرنوشت‌ آدم‌ بازي‌ ‌كند،

 

گاهي‌ آدم‌ نامه‌اي‌ را بي‌دليل‌ حفظ‌ مي‌كند كه‌ بعدها همان‌
نامه‌ سند محكوميتش‌ مي‌شود.

 

*
محاصره شده ایم. در یک صفحه ی مانیتور و جعبه ای که هزاران
 عکس و نامه و خاطره و نوشته و فیلم و موزیک را بلعیده و هروقت

 

 بخواهیم بالا می آورد محاصره شده ایم. ژاپنی ها می گویند
 هر چیزی که یکماه در کشویی مانده و سراغش را نگرفته ای
 دورش بینداز.

 

 و من می گویم هر چیزی هم که شاخت می زند دورش بینداز.
و این چند روز بیش از سی گیگ عکس و مطلب از کامپیوترم بیرون ریختم.

 

 عکسهایی که نسبتی با من نداشت، نامه ها و مطالبی که دیگر
 نمی خواستم، ای میل هایی که روی هم تلمبار شده بود،

 

 و چند داستان و رمان نیمه تمام.
سبک شدم. تمیز و مرتب شدم. حالا احساس یک مسافر
 سبکبار را دارم. پسر خوب و آقا.

 

 

 


عباس معروفی

 

http://kafiketab.blogfa.com/category/41

 

برچسب ها : ,

موضوع : عباس معرفی ، خواب چهارم, | بازديد : 705

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 14 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

بوی تنت را

خدا

در دست های من می جُست

از رد پای تو

به خوابم آمده بود.

تنهاتر از همیشه

نام تو را

بر لبان من کشید و گفت:

عشق من!

چقدر لاغر شده ای؟

لاغر و دلتنگ.

 

عباس معروفی

http://kafiketab.blogfa.com/category/41

برچسب ها : ,

موضوع : عباس معرفی ، خواب چهارم, | بازديد : 705

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 14 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

ما بلد نيستيم از خدا

استفاده کنيم

مثلاً گلدانش را آب بدهيم

موهاش را نوازش کنيم

لب‌هاش را ببوسيم

دستش را بگيريم در خيابان

نازش کنيم شب‌ها

تا آرام بگيرد.

برای دو زار

خرجش می‌کنيم

قهر می‌کند

می‌رود …

 

عباس معروفی

http://kafiketab.blogfa.com/category/41

برچسب ها : ,

موضوع : عباس معرفی ، خواب چهارم, | بازديد : 686

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 14 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

تو میدانی از مرگ نمترسم،

فقط، حيف است،

هزار سال بخوابم و خواب تو را نبينم .

 

عباس معروفي

http://kafiketab.blogfa.com/category/41

برچسب ها : ,

موضوع : عباس معرفی ، خواب چهارم, | بازديد : 608

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 14 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

ما نسل بدبختی هستیم ،

دست مان به مقصر اصلی نمی رسد

 از همدیگر انتقام می گیریم !

 

عباس معروفی

http://kafiketab.blogfa.com/category/41

برچسب ها : ,

موضوع : عباس معرفی ، خواب چهارم, | بازديد : 646

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 14 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

خیلی ها فکر می کنند سلامتی بزرگترین نعمت است،

 ولی سخت در اشتباهند.

 وقتی سالم باشی و در تنهایی پرپر بزنی،

آنی مرض می گیری،

بدترین نحوست ها می آید سراغت،

 غم از در و دیوارت می بارد،

کپک می زنی.

کاش مریض باشی ولی تنها نباشی.

 

 

عباس معروفی

http://kafiketab.blogfa.com/category/41

برچسب ها : ,

موضوع : عباس معرفی ، خواب چهارم, | بازديد : 647

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 14 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

هی ،آﺩﻡ ﺩﺭ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯽ ﭘﻮﺳﺪ

 ﻭ ﭘﻮﮎ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺧﻮﺩﺵ ﻫﻢ

ﺣﺎﻟﯽ ﺍﺵ ﻧﯿﺴﺖ.

ﻣﯽ ﺩﺍﻧﯽ؟

ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﻣﺜﻞ ﮐﻒ ﮐﻔﺶ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﺪ

!ﯾﮑﺒﺎﺭﻩ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯽ ﺳﻮﺭﺍﺥ ﺷﺪﻩ.

ﯾﮑﺒﺎﺭﻩ ﻣﯽ ﻓﻬﻤﯽ ﮐﻪ ﯾﮏ ﭼﯿﺰﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﻧﯿﺴﺖ...

 

بيشتر آدمهای دنيا در هر شغلی كه باشند

 از خودشان هرگز نمی پرسند

چرا چنين شغلی دارند.

 چيزهای ديگر هم هست كه آدم دنبال دليلش نمی گردد.

 يكيش مثلاً تنهايی است ...

 

 

عباس معروفی

http://kafiketab.blogfa.com/category/41

برچسب ها : ,

موضوع : عباس معرفی ، خواب چهارم, | بازديد : 569

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 13 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

بهشت

 

دیگر سیبی نمانده
نه برای من
نه برای تو
نه برای حوا و آدم

ببین
دیگر نمی‌توانی چشم‌هام را
از دلتنگی باز کنی

حتا اگر یک سیب
مانده باشد
رانده ‌می‌شوم

سیب یا گندم ؟
همیشه بهانه‌ای هست
شکوفه‌ی بادام
غم چشم‌هات

خندیدن انار
و این‌همه بهانه
که باز خوانده شوم
به آغوش تو

و زمين را کشف کنم
با سرانگشت‌هام
زمين نه
نقطه نقطه‌ی تنت

بانوی زیبای من
دست‌های تو
سیب را
دل‌انگیز می‌کند

 

عباس معروفی

http://negahivayadi.blogfa.com/cat-28.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : عباس معرفی ، خواب چهارم, | بازديد : 652

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 13 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

مي خواهي با انگشتانم
روي تنت نقاشي کنم

بعد توي آينه نشانت دهم
که در بهشت ايستاده اي

با سيبي گاز زده ؟
مي شود اگر دستم خط خورد

از اول شروع کنم ؟
اصلاً مي شود از بهشت برويم
تا ببيني چيزي کم نيست ؟

مي خواهي با چشمهام
تو را نفس بکشم
که دلت بريزد و لبهات بلرزد ؟

مي خواهي کف دستت را بو کنم
ببينم بوي کدام گياه کمياب
در سرم مي پيچد امروز ؟

مي خواهي بنشيني توي بغلم
که برات کتاب بخوانم ؟

مي شود آرام بنشيني و گوش کني ؟
مي شود آنقدر نفسهات نريزد روي گردنم ؟
آه
مي شود ديگر کتاب نخوانيم ؟

مي شود آنقدر بوسم كني
كه يادم برود دلم چي مي خواست ؟

 

عباس معروفي

http://negahivayadi.blogfa.com/cat-28.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : عباس معرفی ، خواب چهارم, | بازديد : 590

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 13 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

خوشبختی
تعریف های گونه گون دارد

به تعداد آدم های دنیا
عمر من یکی

به خوشبختی قد نمی دهد
گل قشنگم !
...
می دانم در انتظار تو
فرو می شکند

و تو خوب می دانی که من
خوشبختی نمی خواهم
تو را می خواهم .

 

عباس معروفی

http://negahivayadi.blogfa.com/cat-28.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : عباس معرفی ، خواب چهارم, | بازديد : 524

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 13 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

نفس

تا به حال کسی
تو را با چشم هاش نفس کشیده ؟

آنقدر نگاهت می کنم
که نفس هام

به شماره بیفتد
بانوی زیبای من !

جوری که از خودت فرار کنی
و جایی جز اغوش من
نداشته باشی .

 

عباس معروفی

http://negahivayadi.blogfa.com/cat-28.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : عباس معرفی ، خواب چهارم, | بازديد : 397

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 13 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

دنبال وجهي مي گردم
که تمثيل تو باشد

زلالي چشم هات
بي پاياني ي آسمان

مهرباني ي دست هات
نوازش گندمزار

و همين چيزهاي بي پايان
نمي دانستم دلتنگيت

قلبم را مچاله مي کند
نمي دانستم وگرنه

از راه ديگري
جلو راهت سبز مي شدم

تمهيدي ، تولد دوباره اي ، فکري
تا دوباره

در شمايلي ديگر
عاشقت شوم

گفته بودم دوستت دارم ؟

 

 

عباس معروفي

http://negahivayadi.blogfa.com/cat-28.aspx
 

برچسب ها : ,

موضوع : عباس معرفی ، خواب چهارم, | بازديد : 431

صفحه قبل 1 صفحه بعد